تبلیغات
ضمیر - علی نیکجو - سی و هشتم - آوای کشتی ها

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

یکشنبه 10 دی 1396-11:22 ق.ظ



به تصویر درختی
كه در حوض
زیر یخ زندانی ست،
چه بگویم؟
من تنها سقف مطمئنم را
پنداشته بودم خورشید است
كه چتر سرگیج هام را
همچنان كه فرو نشستن فواره ها
از ارتفاع گیج پیشانی ام می كاهد –
در حریق باز می كند؛
اما بر خورشید هم
برف نشست.
چه بگویم به آوای دور شدن كشتی ها
كه كالاشان جز آب نیست
آبی كه می خواست باران باشد -
و بادبانهاشان را
خدای تمام خداحافظی ها
با كبوتران از شانه ی خود رم داده _

بیژن الهی



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 10 دی 1396 11:23 ق.ظ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر