تبلیغات
ضمیر - علی نیکجو - پنجاه و چهارم - قایقران

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

چهارشنبه 9 خرداد 1397-04:14 ق.ظ



" قایقران" شاید قدرنادیده ترین تک آهنگِ ایرانی است. مسامحه نمیکنم. شاهکارِ غریب و عجیبی است. تیز است. بُرنده است. همه چیزش اصل است. بَدَلی نیست. از شروعش که در حقیقت صدای غریبِ اعلام جنگ است تا کمی بعدتر که درون مایه ی ملودی تغییر میکند. از حس و حالش تا وقتی که رگه های ملودرام در بطنِ صدای مهرپویا، هویدا میشود. بعد واژه به واژه ی ترانه رسوخ می کند در گوش. تصویر سازیِ کلمه ها اگر که سَرسَری گوش نکنید سینمایی است. خیلی هم سینمایی است. تصاویر از یک لانگ شات شروع میشوند تا می رسند به یک اکستریم کلوز آپ از بازوهای کاراکترِ قایقران. معروف است که صدای پارو زدن و موجِ دریا در ترانه، صداهایی هستند واقعی و اصل،  نه حاصلِ دستکاری و غیره. حکایتِ قایقران، حکایتِ نفر به نفر مردم اینجاست. آدم هایی که مقهور "دریا" شده اند. مقهور دریا و "شب". از قایقران هرچه گفته شود کم است و از عباس مهرپویا هم. این نابغه ی قدرنادیده ی مهجور. این آدمِ ساده ی جنگنده در برابرِ وضعِ موجود.این یاغیِ گمنامِ دیوانه. آخرش - آخر یعنی جایی که خسته شدید از شنیدن - باید به عکس مهرپویا نگاه کنید و بخوانید:

" گر صیدی نشود امشب پیدا؛ قایقران چه کند با این دریا؟"

پی نوشت:

 1-علاوه بر " قایقران"،  از عباس مهرپویا، "مرگ قو" و " قبیله لیلی" را هم گوش کنید. کیفِ دنیاست. 

2-گفتنش شاید لازم نباشد، اما مهرپویا بعد از بهمن 57 دیگر "کار" نکرد. ( چه تلخ، اما طوری نیست، " صدای گرمِ قایقران، شبها می پیچد آرام در گوشِ دریا" . مگر نه؟ " )




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 خرداد 1397 11:32 ب.ظ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر