تبلیغات
ضمیر - علی نیکجو - چهار - نقاشی : ایوان مخوف

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

دوشنبه 29 خرداد 1396-07:47 ق.ظ




ایلیا رپین ، آنقدر كارِ تحسین برانگیز دارد كه این یكی در میانشان به چشم نیاید ، اما در واقع جمیعِ توانایی های رپین - یعنی محقق كردنِ شالوده ی تفكر رئالیستی در اواخر قرن ١٩ ام در تركیب با روحِ رمانتیستیِ روس ها - در این اثرِ رپین باهم وجود دارد .
نقاشی نشان دهنده ی ایوانِ مخوف (گروزْنی) - امپراتورِ خون ریزِ روسیه در قرن ١٦ ام - است در حالِ كشتنِ تنها پسرش .
انگار كه رپین ، بیشتر از نقاش بودن ، عكاسی است كه میزانسنِ این صحنه را به درستی شناخته و در اثرش از نو بازطراحی كرده ، دوربین را در جای درستی از تاریخ كاشته و عكس گرفته .
عصا - آلت قتاله - به مخاطب نزدیك تر است و بدنِ پیچ خورده ی ایوانِ جوان و البته چین خوردنِ فرشِ اتاق - كه انگار از حركت دادنِ پاهای مقتول ناشی شده - یعنی اینكه رپین ، دقیقا لحظاتِ احتضار و دست و پا زدن و جان دادنِ ایوانِ جوان در آغوشِ پدر را برای این بُرشِ تاریخی انتخاب كرده .
بك گراند ، حاوی دو رنگ است . یكی سرد و یكی گرم . رنگِ گرم ، فرش های قرمز و خونِ شقیقه ی ایوان جوان است و رنگ های سرد ، دیوارها و فضای پشت سرِ پدرِ جنایتكار ، پدری كه میانِ دوفضای سرد و گرم ، دوفضای متضاد ، نشسته است به انتظارِ مرگِ جانشینش .
" میزانسنِ مرگ " یعنی همین تابلویِ رپین . یعنی چشم های بُهت زده ی ایوانِ مخوف و دست هایش ، میزانسنِ مرگ یعنی حالتِ بدنِ ایوانِ جوان و ثانیه های احتضارش .

‏#ilya_repin
#الیا_رپینایوان مخوف




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 29 خرداد 1396 07:49 ق.ظ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر