تبلیغات
ضمیر - علی نیکجو - مطالب فروردین 1397

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

دوشنبه 27 فروردین 1397-11:17 ب.ظ








باران می بارد.و ما كِیف می كنیم از این اتفاق. دقیقا بعد از کِیف کردنِ ماست که قطع میشود. خیابانها و كوچه ها و مَعبرها خشك میشوند. روزها و هفته ها میروند. بهار میرود. كِیف كردنِ ما میرود. آب دوباره به چرخه ی حیات برمیگردد. در چرخه میچرخد و ما در زمان میچرخیم. همه چیز دوباره تغییر میكند. باز باران میگیرد.احتمالا ما در لباسی جدید، سنی جدید، وضعی جدید و مكانی جدید، مجددا كیفور می شویم از باران. گویا تغییر لازمه زندگی است و زندگی لازمه ی تغییر. كاش اما تغییرمان مثل آب می بود. مثلا هربار كه تغییر میكردیم، باعثِ كیفِ دیگران هم می شدیم. نه اینطور تك بُعدی و تك ساحتی، نه اینطور موجبِ رنج و دِلخوری و سَرزنش. تغییر میكنیم ما، اما فقط به سمت پیر شدن و فرسوده شدن، به سمتِ خسته شدن و كِسِل بودن، به سمتِ صُلب شدن و مرگ. مثلِ آب نیستیم ما. آب هم قاعدتا مثل ما نیست. كه اگر بود، مایه و مایعِ حیات نبود دیگر.مثلِ ما مایه ی ننگ بود. و چه خوب كه مثل ما نیست.

 

نقاشی از : یوتاگاوا هیروشیگه / احتمالا کشیده شده در نیمه ی دوم قرن نوزدهم

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 27 فروردین 1397 11:33 ب.ظ
یکشنبه 5 فروردین 1397-12:01 ق.ظ







تصور میکنم در نهایت، علاقه ی وافر به یک فیلم نه با کیفیت فنی و تکنیکی و ویژگی های فُرمی سنجیده میشود و نه با چیزِ موهومی که به آن "محتوا" میگویند. علاقه ی وافر به یک فیلم ، شاید به قدرتِ "حس برانگیزیِ" آن بر گردد و آن فیلم هایی موفق اند پایدار بمانند که بتوانند حسِ انسان ها را برانگیخته کنند. "مردِ آرام" این ویژگیِ مهم را به غایت دارد و آن قدر آن را دارد که میشود چند ده بار آنرا دید و شگفت زده شد. دوست داشتنی ترین "جان وِین" و دوست داشتنی ترین "مورین اوهارا" برای من در این فیلم اتفاق می افتند. و قبل از آنها "بِری فیتز جرالدِ" نازنین . همان پیرمردِ دائم الخمر و با معرفت و شوخِ مردِ آرام. به نظرم میرسد که روزی، در جایی، مفصل درباره "مردِ آرام" بنویسم.


the quiet man - john ford - 1952



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 21 فروردین 1397 09:01 ب.ظ